سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران
سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران
نقش مبلغان و روحانیون در حمایت از تولید ملی
پنج شنبه 91/5/19 ساعت 5:20 عصر | نوشته ‌شده به دست هدایت قرآنى | ( نظر )

ضرورت حمایت حوزه از حکومت اسلامی:
طلاب و مبلغان که ادامه دهنده راه انبیاء هستند در این برهه از زمان مسئولیت سنگین تری را بر عهده دارند. حفظ نظام اسلامی که به قول حضرت امام ((أوجب واجبات)) است. نه ((از أوجب واجبات)) ما طلاب مخصوصا گویندگان و متنفذان در دلهای مردم را بر آن می‌دارد تا هر چه بیشتر دغدغه انجام این واجب را داشته باشیم و برای تحقق آن احساس مسئولیت نماییم.
مهمترین روحیه ای که طلبه کنونی باید داشته باشد، ((احساس مسئولیت در قبال نظام اسلامی)) است. اگر مجموعه حوزه اعم از طلاب، مسئولان، اساتید و مبلغان وظیفه خود را در قبال این مسئولیت خطیر انجام ندهند دشمنانی در کمین هستند که این نظام را به همان نظام تحت سلطه استعمار تبدیل کنند.

ادامه مطلب...


نمودار بیانات رهبر انقلاب درباره وظایف اقشار گوناگون جامعه در حم
یکشنبه 91/1/13 ساعت 4:3 عصر | نوشته ‌شده به دست هدایت قرآنى | ( نظر )

این نمودار وظایف هر یک از اقشار گوناگون جامعه در قبال حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه ایرانی را برگرفته از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله) ترسیم می کند. إن شاء الله مورد قبول درگاه الهی واقع شود. دو عدد فایل به صورت PDF  می توانید دانلود نمایید. لطفا در انتشار آن بکوشید.

صفحه اول           صفحه دوم 



حضور حداکثری انتخابات در آیات قرآن
دوشنبه 90/12/8 ساعت 1:12 عصر | نوشته ‌شده به دست هدایت قرآنى | ( نظر )

برای حضور در صحنه های انقلاب خصوصا حضور حداکثری در انتخابات،  فارغ از سلایق سیاسی همه ما باید به چند نکته قرآنی توجه کنیم و دیگران را نیز توجه دهیم که:
1. مطمئن باشیم و ایمان داشته باشیم که حق و اسلام پیروز می شود و چه بهتر که خدا ما را برای پیروزی اسلام انتخاب کرده که به ما ایرانیان این وظیفه را داده است. خداوند اسلام را از عرب گرفت و به دست ایران سپرد چرا که او را لایق‌تر دید. لذا اسلام و ولایت و کشور اسلامی را با تمام مشکلاتش هر طور شده یاری کنیم. تا آن را به امام زمان، مهدی فاطمه(علیهما السلام) برسانیم. (لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون)        ادامه مطلب...


سخنرانی حضور حداکثری در انتخابات
شنبه 90/11/15 ساعت 2:53 عصر | نوشته ‌شده به دست هدایت قرآنى | ( نظر )

 

با سلام! با توجه به نزدیکی انتخابات و وظیفه همگانی برای حضور حداکثری و نا امید کردن دشمنان، پنج سوژه برای سخنرانی قرآنی آماده کرده ام تا طلاب و دانشجویان برای عموم مردم و دوستان خود سخنرانی کرده و مردم را به حضور حداکثری دعوت نمایند. وظیفه همه ماست تا مانند انبیا مردم را به حفظ دین و دفاع از اسلام دعوت نماییم.

موضوع اول: شکر نعمت ها برای حفظ آنها

هر روز چندین مرتبه در سوره حمد می خوانیم « اهدنا الصراط المستقیم» با اینکه ما الان در راه راست هستیم ولی باز هم از خداوند می خواهیم که ما را به راه راست هدایت نماید. این به خاطر خطراتی است که در سر راه هدایت وجود دارد. یعنی هر کار کوچک و بزرگ در زندگی ممکن است باعث انحراف و گمراهی ما شود. لذا از خدا می خواهیم ما را در این دو راههی ها به راه راست هدایت کند.   ادامه مطلب...


آزار و اذیت والدین این نتیجه را دارد...
چهارشنبه 89/5/13 ساعت 12:57 صبح | نوشته ‌شده به دست هدایت قرآنى | ( نظر )
پسر جوان پدر پیرش را کول کرد و به راه افتاد. همینطور راهش را ادامه می‌داد، پدرش از پسر جوان خود پرسید: پسرم کجا داریم می‌رویم؟ پسر که خیلی عصبانی بود، گفت: ساکت حرف نباشد. دیگر طاقت حرف‌هایت را ندارم. پدر دلش شکست، گفت: می‌دانم از دست من خسته شدی و بدت می‌آید اما من خیر تو را می‌خواهم. پسر گفت: دیگر از دست غُر زدن‌هایت خسته شدم. همه‌اش من را نصیحت می‌کنی، کارهایت را هم من انجام می‌دهم، دیگر خسته شدم. می‌خواهم کاری کنم که هر دوی ما راحت شویم!
پسر جوان رسید کنار یک رودخانه بزرگ. گفت: پدر مجبوریم از هم خداحافظی کنیم. پدر گفت: می‌خواهی چه‌کار کنی؟ پسر که دستش می‌لرزید و از این‌کاری که می‌خواست انجام دهد می‌ترسید، گفت: می‌خواهم تو را داخل این رودخانه بیندازم تا از این به بعد راحت زندگی کنم.
پدر پیر تا این جمله را شنید، گفت پسرم این‌کار را نکن وگرنه...
پسر فریاد زد: وگرنه چی؟ وگرنه همین بلا سر خودم می‌آید؟ پدر! دیگر از نصیحت‌هایت خسته شدم. پیرمرد آهی کشید و گفت: پسرم حالا که به حرف‌های من گوش نمی‌کنی، پس یک خواسته‌ای از تو دارم، من را از اینجا داخل رودخانه نینداز، برو جای آن صخره‌ای که بالاتر قرار دارد و من را از آنجا داخل رودخانه بینداز.
پسر که حسابی عصبانی شده بود گفت: پدر مطمئن باش اینجا هم عمیق است و غرق می‌شوی، چه فرقی می‌کند اینجای رودخانه با جای دیگر آن. پدر گفت: پسرم! چون من پدر خودم را از آنجا داخل رودخانه انداخته‌ام!
ُبهت تمام وجود پسر جوان را گرفت! تنش لرزید. یعنی تو پدر خودت را هم در همین رودخانه انداخته‌ای؟
پدر آهی کشید و گفت: بله پسرم، و الآن همان بلا دارد بر سر خودم می‌آید. برای همین به تو می‌گویم این‌کار را نکن چون اگر تو مرتکب این گناه شدی، فرزندان تو هم همین‌کار را با تو خواهند کرد. پسر جوان مانده بود چه کند، از طرفی دیگر طاقت سختی‌های پدرش را نداشت و از طرفی از عاقبت خودش می‌ترسید. قلبش خیلی تند می‌طپید. پدر و پسر منتظر یک تصمیم بودند، تصمیم الهی یا تصمیم شیطانی!
نه...! بیچاره جوان، راه اشتباه را انتخاب کرد، گناه بزرگی را مرتکب شد، پدرش را به داخل رودخانه انداخت! موقع افتادن پدرش به رودخانه، چشمش به چشم پدرش افتاد، چه چهره مظلومی، جوان پشیمان شد، خواست دست پدرش را بگیرد اما دیر شده بود، رودخانه خروشان پدر پیر را با خود برد. و پسر جوان تنها ماند.
سال‌ها گذشت، پسر جوان دیگر پیر شده بود و در شهر زندگی خوبی داشت. نوبت او بود اما فرزندانش دنبال رودخانه‌ای نبودند تا او را به داخل آن بیندازند؛ اما طور دیگری از دستش خلاص شدند، او را بردند خانه سالمندان!



طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
 
لینک دوستان
دیگر موارد